
تأمين نيازهاي غريزي بمنظور متحقق كردن رفا ، به زيستي و امنييت براي تداوم حيات و زندگي ، يك ارزش بنيادي و ماهوي است ، اما با نگاه به سير تاريخي ي اين حركت بويژه در قرن مدرنيته ، چنين بنظر ميرسد كه عقلانيت ما را به گم راهي كشانده است ، زيرا تأمين اي...
ادامه مطلب
از "اينجا" به " كجا" يم خواهي كشاند ، كه " آغشته بودن " را تا سويداي جان تجربه كرده ام . اينجا غرقه ام در عالمِ كثرات ، / غريبه با اينهمه " آنات " مغزم كوچك ! / شناختن را تاب ندارد تشنه! افتاده ام در " قلزم " ي كه آب ندارد . فرزين عدناني...
ادامه مطلب
اگر چه در جريان " انديشيدن " عملا هيچ كلمه اي را تلفظ نميكنيم اما در كارگاه ذهنمان با كلمات ودر بستر وفور آن مي اند يشيم . ترمه ي آگاهي انسان بوسيله ي تصا ويري كه حواس از محسوسات كسب ميكند بافته ميشود وما اين تصويرها را بوسيله ى زبان قرائت ميكنيم . اگر از دختر ى ٥ ساله سئوال كنيد " كتاب چيست ؟" او ابتدا تصوير كتاب يا كتابهايي را كه قبلا ديده و تجربه كرده در ذهنش مصور ميكند و سپس با كلماتي كه ياد گرفته به قرائت آن ميپر دارد .مثلا جواب ميدهد " كتاب ورق ورق است ، عكس دارد ، قصه دارد ، مادرم از روى كتاب برايم قصه ميگويد و..." اما اگر از همين دختر سئوال شود كه كاربورا...
ادامه مطلب
بسياري از " رويداد " ها را انسان نميتواند به موقع پيش بيني كند . بعضي أوقات ما برا ى ا يمن شدن از آسيب ها به ماء مني پناه مي بريم كه خود پناهگاهي حادثه خيز است . فرزين عدناني...
ادامه مطلب