بعداز هر چند گام ،
به گوشه ای می نشینی ،
خیره به چیز ها می نگری
اشیاء را در هم ، تیره وتار می بینی.
" فراز " را بر نمی تابی ،
در " نشیب " سکندری میخوری .
همه چیز ناپایدار ، در تغییر .
با تردیدی مدام ،
از " واقعییت " ها روءیا می چینی .
سر به " نه تو " های آسمان داری ،
بیناک از چاله های زمینی .
در آینه به شگفتی بنگر
تو غرقه ای در قلزم " اما و اگر "
تافته ی جدا بافته یی.
پروا مکن ،
حاشا بگو !
آیا با عمری که بر تو گذشته است ،
به " یقین " ی دست یافته یی؟
فرزین عدنانی
برچسب:
نویسنده: آریا کاشانی