نه در خيال / كه به چشم ديدم / - آشكارا - / " دگر ديسي " ام را / ذره اي از وجودم / - چو نان بذري - / بزمين افتاد / روييد و لوخ شد / روزها و روزگاران / هيچكس آنرا نديد / بوريا يي بود كه گسترده بر كف ِ كوخ شد . /
در گذر ِ دوران ها / گرد و غبار بر سر و رويش نشست / پا خورد و خشكيد ، / توخ توخ شد .
سپس در تلي از خاك خميد ، / باران باريد /. و سرانجام در. تف ِ آفتاب " كلوخ " شد .
فرزين. عدناني

نوشته شده توسط فرزین عدنانی در یکشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۶
|
برچسب:
نویسنده: آریا کاشانی
تاريخ: شنبه
13 خرداد
1396 ساعت: 1:17