"غم" و " شادي" دو نشانه ى تاءثرات از شكست يا كاميا بى در يك رويداد ارتباطي است . ما بر حسب عادت كلمات غم وشادي را بمنظور بيان در دها ، يا أر امش خاطر مان زياد بكار ميبريم . هم مردم عادي و هم متخصصين روانشنا سى وهم اصحاب رسا نه ها از راه پند و. اندرز و يا توصيه هاي خير خواهانه به تكرار شعار ميدهند كه " سعي كنيد هميشه شاد باشيد ، به زندگي لبخند بزنيد ، غم را به خانه ى ذهن خود راه ندهيد ، " وان قدر قاطع وبا اطمينا ن اين سخنان را به زبان مياورند كه مثلا به كسي توصيه كنند " باران ميبارد ، چتر به همراه داشته باشيد تا خيس نشو يد . " در حاليكه تأكيد به " شاد بودن " ويا " غم را به بوته ى فراموشي سپردن " خروجي هاي تاءثراتي يك رويداد هستند و اين نوع جملا ت بقول فيلسوف ها گزاره هاي صادقي نيستنند ودر واقع مفهوم كار بردي نميتوانند داشته باشند ، علاوه بر اينها ، در اثر تكرار زياد وبيجاي "غم " و " شادي" اين تصور در ما إيجاد شده كه اين دو واقعييت هايي جداً از هم ميباشند مانند گل و خار و ميتوان با هريك از انها مانند رويد أدي متفاوت بر خورد كرد وبمثا به معضلي به حل وفصل ان پرداخت . چگونه ممكن است در حاليكه ما دري فرزند عزيزش را در جريان يك بيمارى مهلك پرستا ري ميكند غمگين و مؤلم نباشد ؟ توصيه به " شاد بودن " در حال درگيري با يك ماجرا ي نا خوش أيند بدان ميماند كه در يك حريق بجا ى إطفاء " آتش " أقدام به فرو نشاندن " دود " كنيم .
برچسب:
نویسنده: آریا کاشانی
تاريخ: جمعه
19 شهريور
1395 ساعت: 5:00