دردم دردانه

متن مرتبط با «باز كن پنجره را كه نسيم» در سایت دردم دردانه نوشته شده است

هميشه خود را....

  • نیلوبلاگ

    هميشه خود را در آب ، قاب ، يا آينه ديده ام / نه بي واسطه ، آشكارا وبرابر . چگونه دريابم "خود " را به عيان / ايستاده بر آستانه ي در ! / چشمم " ذرات بنيادى " را نمى بيند / وگوشم نجواي مورچه رانمى شود / كِىْ مى بينم كه چگونه سرشته ميشود / شيريني ي قند در برگ چغندر ! / كِىْ ميتوانم گزارِ رنگ سبز را / در سبزه / تماشا كنم؟! / كيستم من ! موجودى " مدعى " / اما ناقص و ابتر . فرزين عدناني...

    ادامه مطلب
  • پرتو عشقي كه سايه .....

  • نیلوبلاگ

    پرتو عشقي كه سايه نداري، ابري از نوري ! بر " هستي " ام ميباري / جويباري ! / همواره جاري : / آب حيات را تو. " الگو " يي . نه درد و حرمان ، نه كينه و حسد / و ني راز پنهان . / آشكارا مي خرامي و فاش مي گويي!. /. " كلام "َ ت هوش ربا ، آرامبخش جان / طنينش چنگي با نغمه ي جادويي . خوشا تو ! / كه جلوه ات با " هستي " ام عجين است . درعيش وسر مستي ،به خوشخويي / ودر مصيبت وإدبار ، به تسلٓا و دلجويي . فرزين عدناني نوشته شده توسط فرزین عدنانی در یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۶ | ...

    ادامه مطلب
  • هميشه خودم را....

  • نیلوبلاگ

    هميشه خودم را / در درون قاب وآينه ديده ام / نه بي واسطه ، عيان وبرابر . / چگونه ميتوانم پيدا كنم / خويشتن را - آشكارا - / ايستاده بر آستانه ي در ؟ / .چشمم إلكترون ، كوارك و بوزون را نمي بيند /. و گوشم نجواي مورچه را نمي شود / كي ميتوانم ببينم / چگونه سرشته ميشود / شيريني ي قند در برگ چغند...

    ادامه مطلب
  • پلك هايت را ....

  • نیلوبلاگ

    پلك هايت رابر هم مگذار / بده ي تاريكي نيستم / روز را از من دريغ مدار . در آغاز / ناخواسته غرقه ديدم / خويش را / در لجه ي " سيا هي " / پرتوي به وجودم تابيد / و اميد در من بر انگيخته شد ." نور " را باور كردم / و راهي شدم. / سايه - روشنِ افت و خيز / توانم را بريد ،/ اينك ! /. در پا يا...

    ادامه مطلب
  • باران كه نيست ....

  • نیلوبلاگ

    باران كه نيست ! آتش خاموش نمي شود ، گياه از رستن فرو ميماند ، مرغ بر شاخه نمي خواند . باران كه نيست ! زمزمه ي جوي بار گم، وخاك بستر جولان مار ، رتيل و كژ دم . لب و دندان / قفل. دهان ،...

    ادامه مطلب
  • خر آسمان را...

  • نیلوبلاگ

    خر آسمان را نمي بيند / و جعد بر تارك برقگيرِ برج مي نشيند . مار مى خزد / زنبور مى گزد / ومرغ دانه بر مي چيند . تمامي ى كثرات عالم / از اوجِ افلاك / تا حضيضِ خاك / ناگزير / در چنبرِ موقعييت خود اسير هم بوته ى گون / هم گرازِ پير / هم سوسنِ زرد / هم پياز و سير . تنها انسان ! / آزاد ورها / انتخابگر و پو يا / كه سرك ميكشد همه جا . مي نوازد و عذاب ميكند / ميسازد و خراب ميكند / مي كشد ، به سيخ مي كشد ، كباب ميكند / با عقلا نييت و رأي و تدبير . فرزين عدناني...

    ادامه مطلب
  • زبان نقش بأزيد سازنده وويرانگر(٣)

  • نیلوبلاگ

    اگر چه در جريان " انديشيدن " عملا هيچ كلمه اي را تلفظ نميكنيم اما در كارگاه ذهنمان با كلمات ودر بستر وفور آن مي اند يشيم . ترمه ي آگاهي انسان بوسيله ي تصا ويري كه حواس از محسوسات كسب ميكند بافته ميشود وما اين تصويرها را بوسيله ى زبان قرائت ميكنيم . اگر از دختر ى ٥ ساله سئوال كنيد " كتاب چيست ؟" او ابتدا تصوير كتاب يا كتابهايي را كه قبلا ديده و تجربه كرده در ذهنش مصور ميكند و سپس با كلماتي كه ياد گرفته به قرائت آن ميپر دارد .مثلا جواب ميدهد " كتاب ورق ورق است ، عكس دارد ، قصه دارد ، مادرم از روى كتاب برايم قصه ميگويد و..." اما اگر از همين دختر سئوال شود كه كاربورا...

    ادامه مطلب
  • تا هنگامي كه...

  • نیلوبلاگ

    تا هنگامي كه هجر را وصل و سراب را آب مي بيني هنوز در راهي . آونگي بين آسمان و زمين. - گاهي " پرتابي" به اوج، گاهي " سقوطي " به ا عماق چاهي - فرزين عدناني...

    ادامه مطلب
  • پنجره را كه مى گشايى! ....

  • نیلوبلاگ

    پنجره را كه مى گشايى ! /. با ديوا ر روبرو چه ميكني / كه راه بر پرواز نگاه بسته است ؟! /. روء يايت را در حدقه پنهان كن / تا دژخيم بو نبرد . / به بو ستا ن نيامد ي و شب شد /. ماه به محاق رفت / باد - هرزه پو - زوزه كشيد / و زمين ! / به يك باره شكو فه و برگ. و بار را بلعيد . /. اكنون دل: / دلوي در چاه / پا ! / وامانده ى راه /. و گرته هاي برف / بر مو و أبرو نشسته است . فرزين عدناني...

    ادامه مطلب
  • به تاريكي مى بينم ترا ...

  • نیلوبلاگ

    به تاريكي مي بينم ترا - تمام قد ، به قامت نور - ترجمان. روء يايم . در همهمه ى غو غا ي روز ، همه با هم به گفت و. گو ! و تنها منم كه تنها يم . گما ن مبر كه در ظلمت. به بندم هنگا مي كه چشمانم را مي بندم ! انجا - در خيل سرخو شان - شلنگ انداز ، پا يكو با ن ، سروش ". شيدايي " يم ، ...

    ادامه مطلب